خرید بک لینک

مقدمه 
علاقه انسان به طبيعت امري سرشتي است و جدايي او از بستر زندگي طبيعي خود دشواري هايي را از نظر رفتار فردي و اجتماعي به وجود مي آورد. جمعيت رو به افزايش انسان در محيط هاي شهري و قطع ارتباط با طبيعت به تدريج دگرگوني هايي را در خصوصيات انساني به وجود مي آورد كه نوعي بازگشت به طبيعت و استفاده از مواهب خداوندي آن را ايجاب مي كند. 
گسترش فضاي سبز در شهرها و مناطق پيراموني آن براي ايجاد چشم اندازهاي مناسب، بهبود كيفيت هوا، كاهش آلودگي صدا، جلوگيري از گسترش بي رويه و آثار مفيد ديگري كه دارد يكي از نخستين اقداماتي است كه براي طبيعي تر كردن محيط زندگي انسان به انجام مي رسد. اين فعاليت ها به ويژه در بستر بياباني و خشك كشور ايران از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. گياهان بخش مهمي از اجزاء طبيعت به شمار مي روند. اما، همه آن نيستند. حيوانات از اجزاء مهم ديگر طبيعت به شمار مي روند كه انسان ضمن برخورداري از يك تاريخ طولاني در ارتباط با آنها، چه به عنوان حيوانات اهلي و چه حيوانات آزاد و در دامن طبيعت، هميشه به آنان علاقمند بوده و همواره درصدد كشف راز و رمز توانايي هاي زندگي آنها بوده است. روشن شدن جايگاه حيوانات در ادبيات، موسيقي، معماري و انواع هنرهاي دستي (فرش بافي، منبت كاري و ...) ايران زمين شايسته پژوهش هايي جداگانه است. اهميت حيوانات از نظر مطالعات ژنتيكي، فيزيولوژيكي، رفتار شناسي، بوم شناسي، ايمني شناسي، ارزيابي آثار داروها و مواد سمي و ده ها زمينه علمي ديگر نيز قلمرو گسترده اي است كه در اينجا مجال گفتگو درباره آنها نيست. آنچه گفتگو درباره آن به مباحث اين نشست ها مربوط است اين است كه آيا مي توان رابطه اي بين انسان شهرنشين و حيوانات ايجاد كرد؟ آيا اصولاً ضرورتي به ايجاد اين رابطه وجود دارد؟ چگونه مي توان اين رابطه را برقرار كرد و چه فوايدي از داير شدن اين رابطه عايد يكايك افراد و كل جامعه خواهد شد؟ اينها شماري از پرسش هايي هستند كه مقاله قصد پاسخ بدانها را دارد. 
ضرورت ايجاد رابطه با بخش مهمي از اجزاء طبيعت كه حيوانات باشند مسلم است. 
 

حيوانات داراي رفتارند و ما از «رفتارشناسي حيوانات» سخن مي گوييم. در صورتي كه رفتارشناسي گياهان بي معني است زيرا گياهان فاقد رفتارند (گرچه برخي از فيزيولوژيست هاي گياهي ممكن است شماري از پاسخ هاي گياهان به محرك ها را رفتار تلقي كنند). بدون ترديد «رفتارشناسي» يكي از شيرين ترين مباحث علوم زيستي است. علاقه شديد مردم به تماشاي فيلم هاي تلويزيوني درباره زندگي حيوانات عمدتاً بر پايه كنجكاوي انسان نسبت به رفتار حيوانات است. ايجاد رابطه با حيوانات زمينه را براي مطالعات رفتارشناسي (خواندن كتاب)، رفتن به باغ وحش ها و موزه هاي تاريخ طبيعي، عكاسي، گردش در طبيعت و زمينه هاي متعدد ديگر ايجاد مي كند كه اين خود ضمن پر كردن اوقات فراغت جوانان مي تواند به رونق اقتصادي جامعه كمك كند، شايد علاقه شماري از مردم به ماهي هاي زينتي و توليد آنها از سوي كارگاه هاي مختلف مثال خوبي در اين زمينه باشد. 
چگونه مي توان بين انسان و حيوانات رابطه برقرار كرد؟ 
طبيعتاً ايجاد پارك هاي حيوانات و باغ وحش ها، تشكيل موزه هاي تاريخ طبيعي، جلب حيوانات به ويژه پرندگان به پارك هاي شهري، احداث آكواريوم، داير كردن سيرك ها، تشويق و ترغيب مردم به عكاسي از طبيعت و به ويژه حيوانات از طريق مسابقه و انتخاب بهترين عكس ها و اسلايدها و فعاليت هاي ديگر در اين زمينه قابل بررسي اند. 
در اين مقاله نخست ديدگاه انسان نسبت به حيوانات وحشي مورد بحث قرار خواهد گرفت. پس از آن به اهميت باغ وحش ها از نظر ايجاد رابطه بين انسان و حيوانات پرداخته خواهد شد. در اين زمينه تعداد باغ وحش هاي جهان و تعداد بازديدكنندگان آنها به طور گذرا مورد بحث قرار خواهد گرفت و در پايان به زمينه هاي ديگر فعاليت هايي كه مي تواند براي ايجاد رابطه با حيوانات در محيط هاي شهري مورد توجه قرار گيرد. به گونه اي گذرا اشاره خواهد شد. 
الف- ديدگاه انسان نسبت به حيوانات 
استفان كلرت و دانشجويانش در طي سال هاي 1975 تا 1991 در دانشگاه ييل (yale) ديدگاه و تلقي مردم نسبت به حيوانات وحشي را مورد بررسي قرار دادند. بر طبق يافته هاي ايشان، ديدگاه هاي مردم را مي توان به 11 گروه متفاوت تقسيم بندي كرد. بعدها پژوهشگران دانشگاه ايالتي كلرادو يك گروه ديگر را نيز به طبقه بندي كلرت و همكارانش اضافه كردند. اين ديدگاه ها به طور خلاصه به شرح زير مي باشند: 
1) حيوانات وحشي براي عده اي از مردم مظهر طبيعت بكر و دست نخورده هستند، 2) گروهي از مردم حيوانات وحشي را جزئي از سازمان طبيعت مي دانند كه كاركرد آن بدون حيوانات ممكن نبوده و در واقع از بين رفتن حيوانات توان طبيعت را به هم خواهد زد، 3) شماري از مردم حيوانات وحشي را از ديدگاه رابطه اي كه انسان با آنها دارد مورد توجه قرار داده و نگران رفتار نامناسب انسان با حيوانات هستند، 4) برخي حيوانات را به خوب و بد تقسيم بندي مي كنند. مثلاً آهو، گوزن و ميش و بره خوب و حيواناتي چون گرگ بد مي باشند، 5) جمعي از حيوانات وحشي را از نظر علمي داراي ارزش مي دانند و بر اين باورند كه با مطالعه و پژوهش درباره حيوانات مي توان به دانش هاي نو دست يافت، 6) زيباشناسي حيوانات مورد توجه و تاكيد عده اي است، 7) گروهي نيز درباره حيوانات ديدگاه مصرفي يا خدماتي دارند و آنها را براي تغذيه انسان، تأمين پوست، انجام كار، شركت در مسابقه (مثلاً اسب دواني) مناسب مي دانند، 8) برخي طالب چيره جويي و سلطه انسان بر حيوانات وحشي هستند و معتقدند انسان بايد بر طبيعت و حيوانات وحشي چيره گردد و آنها را مقهور خود سازد، 9) عده اي نسبت به حيوانات وحشي ديدگاهي منفي دارند، از حيوانات مي ترسند و يا از آنها متنفرند (به ويژه از مار) و يا حيوانات را منشاء خسارت مي دانند، 10) برخي نيز بي تفاوتند و هيچ علاقه اي به حيات وحش ندارند، 11) گروهي نيز يك تلقي آفرينش از حيوانات دارند و آنها را مخلوقات خداوند مي شناسند. بالاخره، 12) برخي از مردم بر اين نكته تأكيد دارند كه حيوانات وحشي صرف نظر از ارزش هاي مثبت و منفي كه انسان براي آنان قائل است «ارزش وجودي» خود را دارا هستند. اين عده معتقدند بيشتر ارزش هايي كه در بالا ياد شد بر محوريت انسان استوار است. اين انسان است كه بر پايه سود و زيان و لذتي كه از حيوانات مي برد آنها را خوب، بد و زشت و زيبا تقسيم بندي مي كند. مقدمه 

علاقه انسان به طبيعت امري سرشتي است و جدايي او از بستر زندگي طبيعي خود دشواري هايي را از نظر رفتار فردي و اجتماعي به وجود مي آورد. جمعيت رو به افزايش انسان در محيط هاي شهري و قطع ارتباط با طبيعت به تدريج دگرگوني هايي را در خصوصيات انساني به وجود مي آورد كه نوعي بازگشت به طبيعت و استفاده از مواهب خداوندي آن را ايجاب مي كند. 
گسترش فضاي سبز در شهرها و مناطق پيراموني آن براي ايجاد چشم اندازهاي مناسب، بهبود كيفيت هوا، كاهش آلودگي صدا، جلوگيري از گسترش بي رويه و آثار مفيد ديگري كه دارد يكي از نخستين اقداماتي است كه براي طبيعي تر كردن محيط زندگي انسان به انجام مي رسد. اين فعاليت ها به ويژه در بستر بياباني و خشك كشور ايران از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. گياهان بخش مهمي از اجزاء طبيعت به شمار مي روند. اما، همه آن نيستند. حيوانات از اجزاء مهم ديگر طبيعت به شمار مي روند كه انسان ضمن برخورداري از يك تاريخ طولاني در ارتباط با آنها، چه به عنوان حيوانات اهلي و چه حيوانات آزاد و در دامن طبيعت، هميشه به آنان علاقمند بوده و همواره درصدد كشف راز و رمز توانايي هاي زندگي آنها بوده است. روشن شدن جايگاه حيوانات در ادبيات، موسيقي، معماري و انواع هنرهاي دستي (فرش بافي، منبت كاري و ...) ايران زمين شايسته پژوهش هايي جداگانه است. اهميت حيوانات از نظر مطالعات ژنتيكي، فيزيولوژيكي، رفتار شناسي، بوم شناسي، ايمني شناسي، ارزيابي آثار داروها و مواد سمي و ده ها زمينه علمي ديگر نيز قلمرو گسترده اي است كه در اينجا مجال گفتگو درباره آنها نيست. آنچه گفتگو درباره آن به مباحث اين نشست ها مربوط است اين است كه آيا مي توان رابطه اي بين انسان شهرنشين و حيوانات ايجاد كرد؟ آيا اصولاً ضرورتي به ايجاد اين رابطه وجود دارد؟ چگونه مي توان اين رابطه را برقرار كرد و چه فوايدي از داير شدن اين رابطه عايد يكايك افراد و كل جامعه خواهد شد؟ اينها شماري از پرسش هايي هستند كه مقاله قصد پاسخ بدانها را دارد. 
ضرورت ايجاد رابطه با بخش مهمي از اجزاء طبيعت كه حيوانات باشند مسلم است. 
 

حيوانات داراي رفتارند و ما از «رفتارشناسي حيوانات» سخن مي گوييم. در صورتي كه رفتارشناسي گياهان بي معني است زيرا گياهان فاقد رفتارند (گرچه برخي از فيزيولوژيست هاي گياهي ممكن است شماري از پاسخ هاي گياهان به محرك ها را رفتار تلقي كنند). بدون ترديد «رفتارشناسي» يكي از شيرين ترين مباحث علوم زيستي است. علاقه شديد مردم به تماشاي فيلم هاي تلويزيوني درباره زندگي حيوانات عمدتاً بر پايه كنجكاوي انسان نسبت به رفتار حيوانات است. ايجاد رابطه با حيوانات زمينه را براي مطالعات رفتارشناسي (خواندن كتاب)، رفتن به باغ وحش ها و موزه هاي تاريخ طبيعي، عكاسي، گردش در طبيعت و زمينه هاي متعدد ديگر ايجاد مي كند كه اين خود ضمن پر كردن اوقات فراغت جوانان مي تواند به رونق اقتصادي جامعه كمك كند، شايد علاقه شماري از مردم به ماهي هاي زينتي و توليد آنها از سوي كارگاه هاي مختلف مثال خوبي در اين زمينه باشد. 
چگونه مي توان بين انسان و حيوانات رابطه برقرار كرد؟ 
طبيعتاً ايجاد پارك هاي حيوانات و باغ وحش ها، تشكيل موزه هاي تاريخ طبيعي، جلب حيوانات به ويژه پرندگان به پارك هاي شهري، احداث آكواريوم، داير كردن سيرك ها، تشويق و ترغيب مردم به عكاسي از طبيعت و به ويژه حيوانات از طريق مسابقه و انتخاب بهترين عكس ها و اسلايدها و فعاليت هاي ديگر در اين زمينه قابل بررسي اند. 
در اين مقاله نخست ديدگاه انسان نسبت به حيوانات وحشي مورد بحث قرار خواهد گرفت. پس از آن به اهميت باغ وحش ها از نظر ايجاد رابطه بين انسان و حيوانات پرداخته خواهد شد. در اين زمينه تعداد باغ وحش هاي جهان و تعداد بازديدكنندگان آنها به طور گذرا مورد بحث قرار خواهد گرفت و در پايان به زمينه هاي ديگر فعاليت هايي كه مي تواند براي ايجاد رابطه با حيوانات در محيط هاي شهري مورد توجه قرار گيرد. به گونه اي گذرا اشاره خواهد شد. 
الف- ديدگاه انسان نسبت به حيوانات 
استفان كلرت و دانشجويانش در طي سال هاي 1975 تا 1991 در دانشگاه ييل (yale) ديدگاه و تلقي مردم نسبت به حيوانات وحشي را مورد بررسي قرار دادند. بر طبق يافته هاي ايشان، ديدگاه هاي مردم را مي توان به 11 گروه متفاوت تقسيم بندي كرد. بعدها پژوهشگران دانشگاه ايالتي كلرادو يك گروه ديگر را نيز به طبقه بندي كلرت و همكارانش اضافه كردند. اين ديدگاه ها به طور خلاصه به شرح زير مي باشند: 
1) حيوانات وحشي براي عده اي از مردم مظهر طبيعت بكر و دست نخورده هستند، 2) گروهي از مردم حيوانات وحشي را جزئي از سازمان طبيعت مي دانند كه كاركرد آن بدون حيوانات ممكن نبوده و در واقع از بين رفتن حيوانات توان طبيعت را به هم خواهد زد، 3) شماري از مردم حيوانات وحشي را از ديدگاه رابطه اي كه انسان با آنها دارد مورد توجه قرار داده و نگران رفتار نامناسب انسان با حيوانات هستند، 4) برخي حيوانات را به خوب و بد تقسيم بندي مي كنند. مثلاً آهو، گوزن و ميش و بره خوب و حيواناتي چون گرگ بد مي باشند، 5) جمعي از حيوانات وحشي را از نظر علمي داراي ارزش مي دانند و بر اين باورند كه با مطالعه و پژوهش درباره حيوانات مي توان به دانش هاي نو دست يافت، 6) زيباشناسي حيوانات مورد توجه و تاكيد عده اي است، 7) گروهي نيز درباره حيوانات ديدگاه مصرفي يا خدماتي دارند و آنها را براي تغذيه انسان، تأمين پوست، انجام كار، شركت در مسابقه (مثلاً اسب دواني) مناسب مي دانند، 8) برخي طالب چيره جويي و سلطه انسان بر حيوانات وحشي هستند و معتقدند انسان بايد بر طبيعت و حيوانات وحشي چيره گردد و آنها را مقهور خود سازد، 9) عده اي نسبت به حيوانات وحشي ديدگاهي منفي دارند، از حيوانات مي ترسند و يا از آنها متنفرند (به ويژه از مار) و يا حيوانات را منشاء خسارت مي دانند، 10) برخي نيز بي تفاوتند و هيچ علاقه اي به حيات وحش ندارند، 11) گروهي نيز يك تلقي آفرينش از حيوانات دارند و آنها را مخلوقات خداوند مي شناسند. بالاخره، 12) برخي از مردم بر اين نكته تأكيد دارند كه حيوانات وحشي صرف نظر از ارزش هاي مثبت و منفي كه انسان براي آنان قائل است «ارزش وجودي» خود را دارا هستند. اين عده معتقدند بيشتر ارزش هايي كه در بالا ياد شد بر محوريت انسان استوار است. اين انسان است كه بر پايه سود و زيان و لذتي كه از حيوانات مي برد آنها را خوب، بد و زشت و زيبا تقسيم بندي مي كند. مورد اخير بر پايه مطالعات پژوهشگران دانشگاه ايالتي كلرادو به مجموعه استفان كلرت اضافه شده است. 

همان گونه كه ديده مي شود بيشتر مردم نسبت به حيوانات بي تفاوت نيستند و در واقع مي توان نوعي علاقه سرشتي و ذاتي نسبت به حيوانات را در مردم پيدا كرد. متأسفانه در كشور ما پژوهش قابل ذكري درباره درك و تلقي مردم شهرنشين و روستايي درباره حيوانات وحشي به عمل نيامده است، با انجام پژوهش در اين زمينه مي توان به تأثير شهرنشيني بر درك و تلقي مردم از حيوانات پي برد و در راستاي ايجاد رابطه بهتر و نزديك تر بين انسان و حيوانات در محيط هاي شهري اقدام كرد.مورد اخير بر پايه مطالعات پژوهشگران دانشگاه ايالتي كلرادو به مجموعه استفان كلرت اضافه شده است. 
همان گونه كه ديده مي شود بيشتر مردم نسبت به حيوانات بي تفاوت نيستند و در واقع مي توان نوعي علاقه سرشتي و ذاتي نسبت به حيوانات را در مردم پيدا كرد. متأسفانه در كشور ما پژوهش قابل ذكري درباره درك و تلقي مردم شهرنشين و روستايي درباره حيوانات وحشي به عمل نيامده است، با انجام پژوهش در اين زمينه مي توان به تأثير شهرنشيني بر درك و تلقي مردم از حيوانات پي برد و در راستاي ايجاد رابطه بهتر و نزديك تر بين انسان و حيوانات در محيط هاي شهري اقدام كرد.

برچسب: نویسنده: محمدهادی طباطبایی تاريخ: دوشنبه 7 اسفند 1391 ساعت: 23:51

صفحه بندی